دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شعر «گناه» فروغ فرخ زاد – دیوان دیوار----------->ديدگاه

1390/09/23 - 12:34
1 ديدگاه
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

گنه کردم گناهی پر ز لذت درآغوشی که گرم و آتشین بود گنه کردم میان بازوانی که داغ و کینه جوی و آهنین بود در آن خلوتگه تاریک و خاموش نگه کردم چشم پر ز رازش دلم در سینه بی تابانه لرزید ز خواهش های چشم پر نیازش در آن خلوتگه تاریک و خاموش پریشان در کنار او نشستم لبش بر روی لب هایم هوس ریخت ز اندوه دل دیوانه رستم فروخواندم به گوشش قصه عشق تو را می خواهم ای جانانه من تو را می خواهم ای آغوش جان بخش تورا ای عاشق دیوانه من هوس در دیدگانش شعله افروخت شراب سرخ در پیمانه رقصید تن من در میان بستر نرم بروی سینه اش مستانه لرزید گنه کردم گناهی پر ز لذت کنار پیکری لرزان و مدهوش خداوندا چه می دانم چه کردم در آن خلوتگه تاریک و خاموش......

14 سال و 9 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 25 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)