دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زند گی یعنی چه...؟ دخترک فكری بود فكر آن انشایی كه معلم می خواست " زندگی یعنی چه ؟ " دخترك از پدر پیر و زمینگیرش خواست تا دهد پاسخ او پدرش شرمنده ، خسته و درمانده روی از او برگرداند سر به زانو زد و آرام گریست دخترك اما ، تنها لرزش شانه ی او را نگریست وقتی از سوی پدر پاسخش را نگرفت رو به مادر كرد و با نگاهش پرسید: " زندگی یعنی چه ؟ " مادر او انگار غرق احساس پدر بود هنوز در نگاه خیسش عشق فریاد كشید بار دیگر پرسید " زندگی یعنی چه ؟ " مادرش در عوض پاسخ او سوزنی داد به دستش و به او گفت كه این را نخ كن " زندگی یعنی این ! " دخترك سوزن نخ كرده به دست زل به مادر زد و محو تنهایی دستان پر از مهرش شد متن انشاء این شد: زندگی یعنی: شرم غمگین پدر از دختر لرزش شانه و چرخاندن صورت به سمتی دیگر زندگی یعنی اشك پنهان پدر عشق سرشار و دل دریایی زندگی یعنی دست تنهایی و صبر مادر زندگی رد شدن از روزنه ی این دنیاست تلخ خندی ست ولی گاه گاهی زیباست . . .

1390/09/27 - 16:53
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)