دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز روز قشنگی بود.دلم گفت برم باغ ارم.رفتم.خلوت خلوت بود.دور از هر هیاهو...تنهای تنها...اونجا همه با مخاطبشون بودن ومنم با دلم بودم.کلی عکس گرفتم.بعدش هم برا دلم پیتزا خریدم.رفتم پارک آزادی.اونجا هم 2تا داداش دیدم که گل نرگس میفروختن.دلم براشون سوخت و برا دل خودم گل نرگش خریدم.

1390/09/29 - 17:50 در روزنوشت
7 ديدگاه
آناهیتا

فدات بشم عزیزم.حالا چرا گریه میکنی؟

14 سال و 9 ماه و 4 روز و 3 دقيقه قبل
یاس

نوشته ات خیلی احساسی و قشنگ بود . . ناخوداگاه اشکم اومد پایین

14 سال و 9 ماه و 4 روز و 1 دقيقه قبل
آناهیتا

مرسی یاس جونم.سلام صدف جونم.کاش....کاش بودید...

14 سال و 9 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 54 دقيقه قبل
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

منم دلـــــــــــــــــــــــم هوای تازه میخواد

14 سال و 9 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 52 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)