دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همه چيز از يه بطری بازی شروع شد كمی بعد از نيمه شب روی يك ميز شش نفره همه مست و خراب ...!! بطری چرخيد ، چرخيد و چرخيد ... همه چشمها به چرخشش بود ! حركتش كم شد كم تر و كم تر تا بالاخره ايستاد سرش به طرف من بود به هر حال من بايد اطاعت می كردم با چشم مسير سر تا انتهای بطری رو طی كردم آخرش رسيد به اون . نگاهم كرد و خنديد بلند بلند می خنديد دليل خنده هاش رو نمی فهميدم تا اينكه ساكت شد و خيره به من به لباش چشم دوخته بودم منتظر اينكه بگه : رو دستات راه برو يا صورتت رو با سس بشور يا يه چيزی مثل همينا كه يهو كوبيد روی ميز و ابرو هاشو تو هم كرد . گفت : حـكـم..."عاشقم شو" و من... بايد عمل می كردم اين قانون بازی بود .....!

1390/10/01 - 02:49

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)