دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خوان دوم: بیابان بی آب...رستم در این خوان به همراه رخش در بیابان بی آب و بسیار گرم گرفتار شد. بیابان بی آب و گرمای سخت کزو مرغ گشتی به تن لخت لخت چنان گرم گشتی هامون و دشت تو گفتی که آتش بر او برگذشت رستم تاب و توان خود را از دست داد و از پروردگار یاری طلبید تا در نهایت یک گوسفند ماده (میش) را در مقابل خویش دید و با خود اندیشید که میش بایستی آبشخوری داشته باشد. از اینرو با تکیه بر شمشیر قد راست کرد و افتان و خیزان در پی میش به راه افتاد و به آبشخور رسید و خود را سیراب نمود.

1390/10/01 - 14:05
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)