دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بِهـــــــــــــــیرا

...Last Christmas I gave you my heart ...But the very next day, you gave it away ..This year, to ... درباره »
بِهـــــــــــــــیرا
زن - مجرد
امتیاز: 458

دنبال‌شدگان

(113 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(125 کاربر)

گروه‌ها

(14 گروه)

بازدید

Ӎѻʝȶɑƀɑ➠
Ӎѻʝȶɑƀɑ➠

دارن یه رای گیری میکنن که عید نوروز به نام ایرانیها ثبت بشه یا افغان ها. به لینکی که گذاشتم برین و اسم و ایمیلتون رو وارد کنین و به ایران رای بدین . البته دقت کنین که پیشفرضش روی افغانستانه - اونو به ایران تغییر بدین! [لينک]

و 16 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حُـجَّتـــ
537938_iZPyElmK.jpg حُـجَّتـــ

اُسکار بی‌تاب ِ دستان توست, که در اوج هم مردمـت را فراموش نکردی.(حجی)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ
در دوره

آقایونِ دَستَن دَر کار انتظار داشتن اصغر فرهادی با چَفیه بره رو سِن، بعدشم بره پشت تریبونُ از ملت مظلوم فلسطین حمایت کنه ؟! بعدشم بگه ما برای ساختن این فیلم از راهنمایی های ریاست محترم جمهور جناب دکتر محمود احمدی نژاد استفاده کردیم ؟! بعدشم جایزش رو به آستان قدس رضوی اهدا کنه. بعدشم به جای دست دادن با آنجلینا جولی یدونه بخوابونه زیر گوششُ بگه:‌ " خاک بر سر اون براد پیت بی غیرت بره " آره ... شماها اینجوری دوس دارین ! آخه چرا جنبه ی هیچیُ ندارین ؟!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بِهـــــــــــــــیرا
بِهـــــــــــــــیرا

اینجا ایران است صدای مارا از یک شب بارانی میشنوید

بِهـــــــــــــــیرا
بِهـــــــــــــــیرا

یوهووووووو ویندوزمو خودم نصب کردم!!!

بِهـــــــــــــــیرا
بِهـــــــــــــــیرا

دیگر شده ام مانند اشلی ویلکز به درد زندگی در کتاب هایم میخورم !

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا

به کی اعتماد دارین.....نه واقعا؟...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهام
الهام

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد … در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید: چی‌ شده عزیزم که این موقع شب اینجا نشستی؟! شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت: هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم. یادته ؟! زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت: آره یادمه.شوهرش ادامه داد: یادته پدرت که فکر می‌کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟! زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می‌نشست گفت: آره یادمه، انگار دیروز بود! مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد: یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج می‌کنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری؟! زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و…! مرد نتوانست جلوی گریه‌اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می‌شدم !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بِهـــــــــــــــیرا
بِهـــــــــــــــیرا

I can be so mean when i wanna be

بِهـــــــــــــــیرا
بِهـــــــــــــــیرا

دیشب People's Choice award بود!!!!!!!

بِهـــــــــــــــیرا
7351_p5FpUUyT.jpg بِهـــــــــــــــیرا

یادش بخیر!!!

بِهـــــــــــــــیرا
507712_OK6Z4W9c.jpg بِهـــــــــــــــیرا

آگهی پست استرالیا

بِهـــــــــــــــیرا
507712_5X1xBwzg.jpg بِهـــــــــــــــیرا

تبلیغ دوربین الیمپوس.....فریز کردن لحظه ی شکار خرگوش!

بِهـــــــــــــــیرا
507712_I0BikgB6.jpg بِهـــــــــــــــیرا

من میتونم دنیی خودمو بسازم!