دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جنگ با دیو سفید...در خوان آخر، رستم و اولاد به هفت کوه که غار محل زندگی دیو سفید در آن قرار داشت رسیدند. شب را در آنجا سپری کردند. بامداد روز بعد رستم پس از بستن دست و پای اولاد، به دیوان نگهبان غار حمله ور شد و آنان را از بین برد. وی سپس وارد غار تاریک شد. در غار با دیو سپید مواجه شد که همانند کوهی به خواب رفته بود. به رنگ شبه روی و چون شیر موی جهان پر ز پهنا و باﻻی اوی به غار اندرون دید رفته به خواب به کشتن نکرد ایچ رستم شتاب دیو سفید با سنگ آسیاب و کلاه خود و زره آهنی به جنگ رستم رفت. رستم یک پا و یک ران وی را از بدن جدا ساخت. دیو با همان حال با رستم گلاویز شد و نبردی طولانی میان آندو درگرفت که گاه رستم و گاه دیو در آن برتری می‌یافتند. در پایان، رستم با خنجر خود دل دیو را پاره کرده و جگر او را در آورد. زدش بر زمین همچو شیر ژیان چنان کز تن وی برون کرد جان فرو برد خنجر دلش بر درید جگرش او تن تیره بیرون کشید همه غار یکسر تن کشته بود جهان همچو دریای خون گشته بود سایر دیوان با دیدن این صحنه فرار کردند

1390/10/01 - 14:16
1 ديدگاه
بِهـــــــــــــــیرا

. با چکاندن خون دیو در چشمان کاووس و سپاهیان ایران، همگی آنان بینایی خود را باز یافتند و به جشن و پایکوبی مشغول شدند.

14 سال و 8 ماه و 28 روز و 23 ساعت و 45 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)