دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بهارکه پرستوها می آیند من کوچ می کنم. مقصد من شهرآرزوهای آبی ست. بهارکه بیاید شکوفه ها ناخواسته می شکفند ومن با چمدانی پرازبرف به سوی خورشید می روم. لحظه ی ناب دل کندن ازنداشته هایم وخداحافظ ای داشته های من: شالیزار جنگل دریا ونیلوفر. توراهم می برم نیلوفر اماآنجامرداب نیست. آنجا آسمان هم دریایی ست. بهارکه بیاید من می روم ونارنجها بهاری می شوند. می روم به جایی که هرقطره ی باران دریچه ای به دریاست. آنجاهوا آبی ست خدا آبی ست وچشمهای من انعکاس دنیایی لبریزازآبی ست.

1390/10/02 - 18:33
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)