دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مادر گفت: عشق يعني فرزند. پدر گفت :عشق يعني همسر. دخترک گفت: عشق يعني عروسک. معلم گفت :عشق يعني بچه ها. خسرو گفت: عشق يعني شيرين. شيرين گفت: عشق يعني خسرو . اما فرهاد هيچ نگفت. فرهاد نگاهش را به آسمان برد. باچشماني باراني. ميخواست فرياد بزند اماسکوت کرد!‌ميخواست شکايت کند اما نکرد. نفسش ديگر بالا نمي آمد.سرش را پايين آورد و رفت! هر چند که باران نمي گذاشت جلوي پايش را ببيند! ولي او نايستاد. سکوت کرد و فقط رفت. چون ميدانست او نبايد بماند. و عشق معنا شد!!!

1390/10/03 - 11:38
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)