دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

متن آهنگ تا ثریا – محمد اصفهانی .............. دیدگاه ........

1390/10/03 - 19:19 در دوره
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

درد بی درمان من / گفتنی نیست

واژه ای لب وا نکرد / با نفس خسته ی من

شعر بی اغاز و انجام سکوتم / در اجاق سینه ی من روشنی نیست

ابر بی باران شدم / ابر آتش

روح من بیگانه شد / در قفس بسته ی تن

خشت خامی خفته در کج راهه خاکت / تا ثریا آسمانم دیدنی نیست!

امانم دله ، در این بی کسی / که در خودشکست آیینه ی باور من

قصه از آغاز پایانی ندارد / زخم عشق دوست ، درمانی ندارد

باد نجواهای مارا با خودش برد / رازمان پیدا و پنهانی ندارد

رازمان پیدا و پنهانی ندارد!

درد بی درمان من / گفتنی نیست

واژه ای لب وا نکرد / با نفس خسته ی من

شعر بی اغاز و انجام سکوتم / در اجاق سینه ی من روشنی نیست

ابر بی باران شدم / ابر آتش

روح من بیگانه شد / در قفس بسته ی تن

روبه درگاه تو آوردم که دیدار / در طواف خانه ی دنیا خدا نیست

امانم دله ، در این بی کسی / که در خودشکست آیینه ی باور من

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 9 ساعت و 6 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)