دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از خویش خسته ام.......

1390/10/04 - 14:50
3 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

از که پنهان کنم این راز دل خسته ی خویش

از بهاران ، که مرا رسوا کرد

از نسیمی که پیام آور توست

از سکوتی که در آن دارم از یاد تو و عشق تو ،

صد گونه نشان؛

از که پنهان کنم این راز دل خسته ی خویش

از نیازت که چو خون ،

در همه رگهای دل من جاریست

ز یادت که چنان خوشه ی مهتاب ،

شبم روشن کرد

از خدایی که خودش میداند ؛

عشق وحشی تر از آن است که ، پنهان ماند

از که پنهان کنم این راز دل خسته ی خویش

از تو و دیده ی توست ،

که مرا با نگاهی آرام

می بری تا به سرچشمه ی جاوید حیات

و آنگاه عطر یک باغ گل سرخ به پاییز دلم می ریزی؛؛

از که پنهان کنم این راز دل خسته ی خویش از نگاه مردم ،

که به چشمم غم عشقی دیدند و به سرگشتگی ام خندیدند

گه وبیگاه به سنگ طعنه ، در ودیوار دلم کوبیدند ؟

از که پنهان کنم این راز دل خسته ی خویش ؟ ... !

14 سال و 9 ماه و 1 ساعت و 18 دقيقه قبل
✔ عـلـ[بابا]ــی

خسته ام از نفس بی افسار خویش

خسته ام از ساز بی اسرار خویش

آن زمان بهر عبادت می روم

خسته ام از حال بی مقدار خویش

هر زمان دم ز خودسازی زنم

خسته ام از قول بی کردار خویش

صبح و شب بانگ «انا الحق» می زنم

خسته ام از بانگ بی رفتار خویش

گفتمش این نفس را آدم کنم

خسته ام از چوب بی آزار خویش

هدهدی می گفت، نهی منکر، واجب است

خسته ام از علم بی گفتار خویش ... !

14 سال و 9 ماه و 1 ساعت و 17 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)