دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
سرگردان در نیویورک استو با این که قرار ملاقاتی دارد ، دیر از خواب بیدار می شود.و وقتی هتل را ترک می کند می فهمد که پلیس اتومبیلش را با جرثقیل برده. دیر به قرارش می رسد، ناهار بیش از اندازه طول می کشد و به مبلغ جریمه اش می اندیشد.پول زیادی است.
14 سال و 8 ماه و 24 روز و 11 ساعت و 48 دقيقه قبلناگهان به یاد اسکناسی می افتد که دیروز در خیابان پیدا کرده.بین آن اسکناس و حوادثی که آن روز صبح بر سرش آمده ،رابطه غریبی می بیند.
که میداند؟ شاید این پول را پیش از کسی یافتم که بنا بود پیدایش کند! شاید این اسکناس را از سر راه کسی برداشتم که واقعا به آن نیاز داشته.که می داند؟شاید در آن چه پیشاپیش رقم خورده،دخالت کرده ام.
احساس می کند باید از شر این اسکناس راحت بشود و در همان لحظه چشمش به گدایی می افتد که در پیاده رو نشسته، بی درنگ اسکناس را به او می دهد و احساس می کند میان پدیده ها تعادلی بر قرار کرده است.
گدا می گوید : یک لحظه صبر کنید ، من دنبال صدقه نیستم.من یک شاعرم و می خواهم در ازای این پول شعری برایتان بخوانم.
سرگردان می گوید : خوب پس کوتاه باشد من عجله دارم.
گدا می گوید :"اگر هنوز زنده ای ،به خاطر آن است که هنوز به آن جا که باید باشی ، نرسیده ای."