دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سیمای مسیحاییِ اندوه تو، ای عشق ... درغربت این مهلکه فریاد رَسَم بود ... !

1390/10/07 - 15:55 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بود
میسوختم از حسرت و عشق تو بَسَم بود

عشق تو بَسَم بود، که این شعله بیدار
روشنگرِ شب های بلند قفسم بود

آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود

دستِ من و آغوش تو، هیهات که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود

بالله، که بجز یاد تو، گرهیچ کسم هست
حاشا،که بجز عشق تو،گر هیچ کسم بود

سیمای مسیحاییِ اندوه تو، ای عشق
درغربت این مهلکه فریاد رسم بود

لب بسته و پر سوخته از کوی تو رفتم
رفتم، به خدا گر هوسم بود،بَسَم بود

فریدون مشیری

14 سال و 8 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 46 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)