دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزگاری مجنون از سجاده شخصی عبورکرد مرد نمازراشکست و گفت :مردک درحال راز و نیاز با خدا بودم تو چگونه این رشته را بریدی ، مجنون لبخندی زد و گفت : عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم ، چگونه تو عاشق خدایی و مرا دیدی ؟!!!!!.......

1390/10/09 - 11:24 توسط پیامک در بروبکس توییت
4 ديدگاه
ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

سلام فرهاد گل و بلبل ....

سلام به آبجی گل خودم .....

سلام به پریسا خانوم .....
-------
دوستان شرمنده من از طریق پیامک نمی تونستم دیدگاهاتون رو ببینم ... بی ادبی نشه فقط ....

14 سال و 9 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 24 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)