دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گاهی وقت ها همه ی حس هایت میرود ... !

1390/10/10 - 15:43 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

گاهی وقت ها همه ی حس هایت میرود ...
بعد جای خالی اش میماندت اما ...
انگار باغچه را بکنی
حفره درست کنی
گُل ولی نکاری ...
این رفتن از مردن بدتر است
صد البت ...
که مردن ازتو یک جنازه باقی میگذارد دستِ کم
و تو زجه زدن را داری بر سر جنازه ی حس هایت و خب این آرام شدن دارد
در پی اش ...

رفتن
اما حکایتِ دیگری دارد ...
حکایتی سوای حکایاتِ درد
روتین وکلیشه شده ی این حوالی ...
زخم ِ رفتن ناسور میشود لامذهب
این که تو بمانی، بی هیچ حسی، بی حتی جنازه ای از احساساتت
سرمایش زیاد است ... سگ لرز دارد پشتش اصلا"
اینکه الآن ، این جا، این ساعت، حوالی 3 بعد از ظهر
تو خالی باشی از تمام احساساتِ خوب و بدِ دنیا ...
یک عالم معنی دارد ...
و حرف و حرف ...
درد ایضا" ...
و چاره هم که
هیچ ... هیچ ِ‬

14 سال و 8 ماه و 20 روز و 16 ساعت و 18 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)