دانشگاه متفاوت نبود از روزهای مدرسه ، باز هم از من فرار می کردند برای چشمانی که تنها گناهشان نگاه بود ، نگاهی که به عمد نبود ، دل چشمانم هیج نمی خواست که غرور را متولد کند اما گویا من سیاست نگاه کردن نداشتم،هنوز که هنوز است دوستی با لبخند از تنفری می گوید که این روزها رنگ دوستی گرفته ، اوایل گه گاه می گفت ببخشید که فکرم جور دیگری بود و این روزها خوب می داند که من حرف بی غرض را به دل نمی گیرم حتی از دشمنم .... روزی خواستم عزیزی را زیبا نگاه کنم ، به چشمانم خیره شد و من نگاهش کردم، تمام قلبم را تزریق کرده بودم در آن نگاه ، نگاهش را دزدید و گفت کار بدی کرده ام؟ گفتم : نه ، گفت: با کینه نگاهم می کردی ، دلم شکست چرا که من خطای دید نه، خطای نگاه داشتم ...
همون دانشگاه آزاد رو گفتی دیگه؟
14 سال و 8 ماه و 19 روز و 45 دقيقه قبلآره!
14 سال و 8 ماه و 19 روز و 38 دقيقه قبل