دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میخواهم به زمانی برگردم که بزرگترین غصه ام شکستن نوک مدادم بود!!

1390/10/13 - 10:41 در میکده
20 ديدگاه
گـلـپــری

@یاس فكر كن! عمو واسه شكسته شدن نوك مدادش ميرفته

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 14 دقيقه قبل توسط موبایل
یاس

آره تصور کن عمو توی بچگی از اون بچه درسخونای گریه کن بوده همش عشق مشق . . تا مدادش میشکسته . . یسره گریه میکرده . . بعد منو تو هم روی مشقاش چایی میریختیم

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 11 دقيقه قبل
گـلـپــری

اصلا من يادمه مداد هاش نميداد ما نقاشي بكشيم. شبا ميزاشت زير بالشش ميخوابيد.

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 7 دقيقه قبل توسط موبایل
یاس

خیلی خسیس بود آره یادمه . . . یادته همش به ما زورگویی میکرد؟ بعد من و تو با نانچیکو زدیمش؟

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 3 دقيقه قبل
گـلـپــری

آره. اصلاسرمنشأ قضيه چاي داغ و نانچيكو برميگرده ب همون موقع ها
عمو باعث شد الان تو ب نانچيكو عاشق شي من ب چايي

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 59 دقيقه قبل توسط موبایل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

من یادم نمیاد توی بچگیم گریه کرده باشم. بچه‌ی ساکتی بودم در وهله‌ی اول ولی بعدش .... خدا می دونه ... عاشق نقاشی کردن و کاردستی درست کردن بودم. دوران ابتداییم خیلی سخت بود. مخصوصا سوم تا پنجم. چون بر خلاف بقیه کار میکردم. یه بار هم با پام زدم به شکم معلم کلاس پنجممون و از مدرسه د فرار. آخه تا می رسید تو کلاس از من فقط می پرسید. منم هر روز باید کتک میخوردم. چه دوران بدی بود. ولی گذشت. ایندورانم میگذره .... به خاطر همون لگد کلاسمو عوض کردن.

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 53 دقيقه قبل
یاس

خوب کردی زدی توی شکمش . . . من جات بودم گازش میگرفتم . . کی عمو رو میزده؟ الهی دستش بشکنه

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 40 دقيقه قبل
گـلـپــری

عمو ب جاش بعدا ميومد خونه سر ما خالي ميكرد

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 34 دقيقه قبل توسط موبایل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

نه اینکه تنبل باشم . نه . ولی از درس بدم اومده بود چون هر چی میشد میگفت یوسف بیاد پای تخته.

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 33 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

چی شده یاس عزیز. فعلا که آدم بد قصه منم. نظرت چیه؟

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 10 دقيقه قبل
گـلـپــری

ياس عمورو ناراحت كرديم؟

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 9 دقيقه قبل توسط موبایل
یاس

ادم بده؟ یوسف باور کن داشتیم شوخی میکردیم. . .

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 8 دقيقه قبل
گـلـپــری

ياس راست ميگه. داشتيم شوخي ميكرديم يوسف

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط موبایل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

ناراحتی من از بابت شما نیست. از بابت نارفیقانیست که در دریای نفهمی خود غرق میشوند. ناراحتی من از نارفیقانیست که وقتی درس رفاقت نخوندن مشقشو میخوان بنویسن.

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 14 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)