دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
@یاس فكر كن! عمو واسه شكسته شدن نوك مدادش #غصه ميرفته
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 16 دقيقه قبل توسط موبایلآره تصور کن
عمو توی بچگی از اون بچه درسخونای گریه کن بوده
همش عشق مشق
. . تا مدادش میشکسته . . یسره گریه میکرده . . بعد منو تو هم روی مشقاش چایی میریختیم 
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 13 دقيقه قبلاصلا من يادمه مداد هاش نميداد ما نقاشي بكشيم. شبا ميزاشت زير بالشش ميخوابيد.
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 9 دقيقه قبل توسط موبایلخیلی خسیس بود آره یادمه . . . یادته همش به ما زورگویی میکرد؟ بعد من و تو با نانچیکو زدیمش؟

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 4 دقيقه قبلآره. اصلاسرمنشأ قضيه چاي داغ و نانچيكو برميگرده ب همون موقع ها

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 7 ساعت قبل توسط موبایلعمو باعث شد الان تو ب نانچيكو عاشق شي من ب چايي
آره
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 59 دقيقه قبلمن یادم نمیاد توی بچگیم گریه کرده باشم. بچهی ساکتی بودم در وهلهی اول ولی بعدش .... خدا می دونه ... عاشق نقاشی کردن و کاردستی درست کردن بودم. دوران ابتداییم خیلی سخت بود. مخصوصا سوم تا پنجم. چون بر خلاف بقیه کار میکردم. یه بار هم با پام زدم به شکم معلم کلاس پنجممون و از مدرسه د فرار. آخه تا می رسید تو کلاس از من فقط می پرسید. منم هر روز باید کتک میخوردم. چه دوران بدی بود. ولی گذشت. ایندورانم میگذره .... به خاطر همون لگد کلاسمو عوض کردن.
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 54 دقيقه قبلخوب کردی زدی توی شکمش . . . من جات بودم گازش میگرفتم . . کی عمو رو میزده؟ الهی دستش بشکنه
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 42 دقيقه قبلعمو ب جاش بعدا ميومد خونه سر ما خالي ميكرد
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبل توسط موبایلنه اینکه تنبل باشم . نه . ولی از درس بدم اومده بود چون هر چی میشد میگفت یوسف بیاد پای تخته.
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبلعمو دوست داشته خ
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 32 دقيقه قبل توسط موبایل
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 31 دقيقه قبلعمو . .
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 16 دقيقه قبلچی شده یاس عزیز. فعلا که آدم بد قصه منم. نظرت چیه؟
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 12 دقيقه قبلياس عمورو ناراحت كرديم؟
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 10 دقيقه قبل توسط موبایلادم بده؟ یوسف باور کن داشتیم شوخی میکردیم. . .
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 10 دقيقه قبلياس راست ميگه. داشتيم شوخي ميكرديم يوسف
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 5 دقيقه قبل توسط موبایل
ناراحتی من از بابت شما نیست. از بابت نارفیقانیست که در دریای نفهمی خود غرق میشوند. ناراحتی من از نارفیقانیست که وقتی درس رفاقت نخوندن مشقشو میخوان بنویسن.
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 16 دقيقه قبل
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 14 دقيقه قبل

14 سال و 8 ماه و 29 روز و 4 ساعت و 45 دقيقه قبل توسط موبایلعمو بهشون مداد بده خ