دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همه هست آرزویم ......... دیدگاه ...

1390/10/15 - 20:51 در دوره
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

همه هست آرزويم که ببينم از تو رويى
چه زيان تو را که من هم برسم به آرزويى؟!
به کسى جمال خود را ننموده‏يى و بينم
همه جا به هر زبانى، بود از تو گفت و گويى!
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از ميانه، گويى!
به ره تو بس که نالم، ز غم تو بس که مويم
شده‏ام ز ناله، نالى، شده‏ام ز مويه، مويى
همه خوشدل اين که مطرب بزند به تار، چنگى
من از آن خوشم که چنگى بزنم به تار مويى!
چه شود که راه يابد سوى آب، تشنه کامى؟
چه شود که کام جويد ز لب تو، کامجويى؟
شود اين که از ترحّم، دمى اى سحاب رحمت!
من خشک لب هم آخر ز تو تَر کنم گلويى؟!
بشکست اگر دل من، به فداى چشم مستت!
سر خُمّ مى سلامت، شکند اگر سبويى
همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشين کنار جويى!
نه به باغ ره دهندم، که گلى به کام بويم
نه دماغ اين که از گل شنوم به کام، بويى
ز چه شيخ پاکدامن، سوى مسجدم بخواند؟!
رخ شيخ و سجده‏گاهى، سر ما و خاک کويى
بنموده تيره روزم، ستم سياه چشمى
بنموده مو سپيدم، صنم سپيدرويى!
نظرى به سوىِ (رضوانىِ) دردمند مسکين
که به جز درت، اميدش نبود به هيچ سويى



( فصیح الزمان شیرازی )

14 سال و 8 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 28 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)