دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نمیدانم اگر روزی دبیر انشاء بودم وبا خطی خوانا مینوشتم" "کودکان معصوم این دیار برایش از چه ها می نوشتن؛نمی دانم این موجود راچگونه توصیف میکردن؛"دختر .زن .مادر .مادربزرگ .همسر .خواهر و... "اما میدانم که حتی یک نفر در کلمات شیرین قصه هایشان از نگونبختی این موجود نمی نوشت,کاش میشد به تک تکشان بگویم نو گولان زندگی؛ مرگ را روزی هزار بار می چشد، تا دروازه اش می رود وباز میگردد. به من بگوید زن بودن گناه است، زن ماندن گناه است ،آری زن با همان معنی پاک .نجیب .آرام .مهربان . دلسوز .خندان .پناه گاه ودامنی که بارها وبارها نقطه امنی برای تک تک ما بوده .نمی دانم چه بگویم بارها فریاد کشدیم من (درحکم زن )زنم .می خواهم زن بمانم .منع کردم؛ حصار ساختم؛ پوشاندم همه زیبایی های وجودیم را، لبخندهای تا سینه ام را، صدای پر مهرم را، محبت درونی سازم را ، اشک های از روی عشقم را، .همه را در صورت پنهان خود پنهان تر کردم تا زن بمانم . باز چه بگویم از ان، ان همه نه گفتن ها، انکار علاقه کردن ها، منع دیدار ها ،تنها ماندن ها ،چه نصیبم شد وحالا تهمتی از روی پاکی .. خدایا می خوام بمانم ...

1390/10/20 - 20:28 در حرف دل
15 ديدگاه
./ DoostDar ./

خدایا می خوام زن بمانم ،نمی خواهم اسیر آن شوم که گویند . من حصار دیوار دل را نشکسته ام .. با این نشکستن ها بارها وبارها دلم خون گریست ،شکستم خدایا اما محکم ایستاده ام .. ایستاده ام تا زن بمانم ،خدایا تورا قاضی کنم بر خلق آنچه مرا برای او خلق کردی؛ بر حصار وجودیشان .. خداوندا چگونه ننالم وقتی بارها با نگاهم با احساسم با زبان خویش از ازاوی خلق شده تو خواسته ام بگذارد ،بگذرد از من ،از منِ ،از منی که باید بمانم .. چه فریاد ها که کشیدم، دادها که زدم، تا بلکه بمانم .. !!

14 سال و 8 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 2 دقيقه قبل
آزاده ایــرانی

متن دوست داشتنی بودددددددددددددد


مرسی دوستدار جان

14 سال و 8 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 53 دقيقه قبل

بازنشر

(6 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)