دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ديرگاهي است در اين تنهايي رنگ خاموشي در طرح لب است . بانگي از دور مرا مي خواند، ليك پاهايم در قير شب است . رخنه اي نيست در اين تاريكي : در و ديوار بهم پيوسته . سايه اي لغزد اگر روي زمين نقش وهمي است ز بندي رسته . نفس آدم ها سر بسر افسرده است . روزگاري است در اين گوشة پژمرده هوا هر نشاطي مرده است . دست جادويي شب در به روي من و غم مي بندد . مي كنم هر چه تلاش، او به من مي خندد . نقش هايي كه كشيدم در روز، شب ز راه آمد و با دود اندود . طرح هايي كه فكندم در شب، روز پيدا شد و با پنبه زدود . ديرگاهي است كه چون من همه را رنگ خاموشي در طرح لب است . جنبشي نيست در اين خاموشي : دست ها، پاها در قير شب است.

1390/10/21 - 10:55
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)