حسیـــــن
این مادر عزیز من بارها منو تیغ زده، بچه که بودم عیدی هامو هاپولی میکرد ، بزرگ که شدمو خودم پول در آوردم، به بهانه های مختلف منو تیغ زد ، منم به عنوان کادوی روز مادر تو یه پاکت نامه نوشتم اون سکه هایی که بهت دادمو نمیخوات پس بدی......کلی خندید بعد باز خودشو زد به مظلومیت که یعنی تو واسه من هیچی نخریدی؟؟؟؟!!!!منم گفتم نه، همچین آدم خبیثیم من،چی فکر کردی،؟؟؟ بعد یواشکی دست کردم تو جیبم 2 تا سکه تمام،تماما، باز تاکید میکنم سکه تمام بهش دادم ، یعنی چنان خوشحال شد که دقیق نمیدونم ولی بالای 1 متر پرید بالا ، اصلا هاجو واج مونده بودم،گفتم جان من تو المپیک شرکت کن.... فدای همه مادرای دنیا که هیچ لذتی بالا تر از دیدن لبخند بر صورتش وجود ندارد.
حسیـــــن
ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﻓﺎﻧﺘﺰﻱ ﻣﻦ ﺍﻳﻨﻪ ﮐﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻨﻮ ﺑﻔﺮﺳﻨﺪ ﮐﺮﻩ ﺟﻨﻮﺑﻲ ﻓﻘﻂ 48 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻬﻢ ﻭﻗﺖ ﺑﺪﻧﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﭼﻴﺰﺍﻳﻲ ﮐﻪ ﺗﻮﻱ ﺍﻳﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻣﻲ ﺧﺎﺳﺘﻢ اﺰ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﮐﻨﻢ ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺳﺮﻋﺖ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺭﻭ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ. ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻡ |: ﻗﻮﻝ ﻣﯿﺪﻡ |:
حسیـــــن
یارو میره کلاس رقص باز میکنه بعد از مدتی ورشکست میکنه !!! ازش میپرسن چی شد که ورشکست شدی ؟ میگه اونا هی میرقصیدن من شباش می دادم
حسیـــــن
زمینلرزه 7.5 ریشتری سیستان و بلوچستان را لرزاند