دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چشمهايش خيس بودند...! گفت تا به صبح .. در هجرت گريسته ام .. ومن ... "ساده" ايمان آوردم به ايمانش!! و چه دير فهميدم !! چشمهاي او آن شب ... بي چتر زير باران مانده بودند!!!

1390/10/21 - 21:41 در عاشقانه زیستن

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)