دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حکایتهای قرآنی : غلام سياه و سگ گرسنه

1391/02/30 - 16:37 در ختم قرآن
1 ديدگاه
amir

روزي عبدالله بن جعفر وارد باغي شد و غلام سياهي را ديد كه در آن مشغول كار است. هنگام ظهر بود، همين كه غلام سفره غذاي خود را پهن كرد تا مشغول صرف ناهار شود، سگي از روي ديوار كوتاه باغ به داخل پريده و در مقابل غلام سياه ايستاد و به او نگاه كرد. غلام لقمه‌اي از غذاي خود را به سگ داد.

سگ پس از خوردن آن، همچنان ايستاده و به غلام نگاه كرد. غلام مقداري ديگر از غذاي خود را به سگ داد و آنها را هم خورد. ولي سگ دست‌بردار نبود تا اينكه غلام همه غذاي خود را به سگ داد و سگ آنها را خورده و سير شد ولي خود غلام گرسنه ماند.

عبدالله كه شاهد اين ماجرا بود، از غلام پرسيد: «تو كه مي‌دانستي به جز اين غذا، چيز ديگري نداري، پس چرا همه آن را به سگ دادي؟!» غلام پاسخ داد: «آن سگ بسيار گرسنه بود و من با سير كردن او احساس رضايت كردم» عبدالله با ديدن اين فتوت و جوانمردي، غلام و باغ را از صاحبش خريده و سپس غلام را در راه خدا آزاد كرد و باغ را نيز به او بخشيد.

بدين ترتيب به بركت يك انفاق، سگ گرسنه‌اي سير شد و غلام فقيري آزاد گرديده و صاحب باغي نيز شد.

آيه 261 سوره بقره: مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل‌الله كمثل حبه انبتت سنابل في كل سنبله مائه حبه والله يضاعف لمن يشاء والله واسع عليم.

مثل آنان كه مالشان را در راه خدا انفاق كنند به مانند دانه‌ايست كه از يك دانه هفت خوشه برويد و در هر خوشه صد دانه باشد (كه يك دانه هفتصد برابر بشود) و خدا از اين مقدار نيز بر هر كه خواهد بيفزايد، چه خدا را رحمت بي‌منتهاست و خدا به همه چيز احاطه كامل دارد.

14 سال و 4 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 59 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)