دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Cannot stand this hell I feel , Emptiness is filling me to the point of agony , Growing darkness taking dawn , I was me but now, has gone , No one but me can save myself, but it’s too late , Now I can’t think, think why I should even try , Yesterday seems as though it never existed , Death greets me warm, now I will just say goodbye . . .

1391/02/31 - 23:15 در انگلیش فور دنبالریون
1 ديدگاه
شَـہ ـرامـ ـ

دیگه این زندگی جهنمی رو نمیتونم تحمل کنم

پوچی من رو تا سرحد درد و رنج پر می کنه

دارم در تاریکی فرو می رم

من خودم بودم اما دیگه نیستم

هیچ کس جز خودم نمی تونه من رو نجات بده اما دیگه خیلی دیر شده

حتی نمیتونم فکر از نو شروع کردنش رو کنم

انگار دیروزی هرگز وجود نداشته

مرگ من رو به آغوش گرمش می خونه تنها چیزی که میگم اینه

خداحافظ . . .

14 سال و 5 ماه و 20 روز و 22 ساعت و 35 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)