دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
بشنو از کرمان حکایت می کنم / وز صفای آن روایت می کنم
14 سال و 3 ماه و 30 روز و 1 ساعت و 39 دقيقه قبلشهر کرمان خود یکی گنجینه است / مردمانش را دلی بی کینه است
شهر کرمان مامن آسوده هاست / چون که آز از مردم آنجا جداست
با صفا هستند مردم ساده دل / زود باور ، زود جوش و هم خجل
کم نمی آورند اندر کسب و اندر کار / قانع اند و شاکر و امیدوار
زندگیشان ساده است و مختصر / در همه حالی نبوده اند محتضر
گر شوی بر شهر کرمان رهگذر / از برون وارد شده در ما نگر
بوده اند اجداد ما هم با وفا / چون پناه زند ، گشتند از صفا
دیده ها دادند و روشن دل شدند / تا پناه آن یل عادل شدند
از برای این خصوصیات ما / نام کرمان است از دگر جاها جدا
شهر ماهان را به اهل داده ایم / آب فروتین را بر آن افزوده اینم
ما همه بخشنده ایم و با وفا / نی مثال حافظ از ملک شما
ما بِدِل داریم گوهرهای پاک / گر به تن داریم جامه های چاک چاک
شهر بم گرمی به کرمان می دهد / ارگِ آن بوی نیاکان می دهد
مرغزاری خوشتر از جیرفت نیست / میوه آن را مجال گفت نیست
بافت آن شهر قشنگ رفته یاد / مردم اندیشمندش زنده باد
سیرجان امروزه آزاده بود / در مسیر رشد پر اوازه بود
گشته رفسنجان فسانه عهدمان / پسته اش خندان نماید هر دهان
عطر زیره بوی کرمان همی آرد بما / رونق بازار کرمان درد را باشد شفا
قوت جسم است و هم جان قوتو / تازگیها پسته ای هم گشته رو
نقل نُقل ما ز کرمان شد برون / بید مشک و قند دارد اندرون
در کلمپه هست خرما های بم / آن ندارد از کلوچه هیچ کم
تا که پالوده شد به کرمان پدید / اطهری در آن کتاب شعر دید
مردم کرمان همه اهل دل اند / یک به یک بر شعر و عرفان مایلند
گر چه کم آبی نصیب ما بود / در دل خشکی صفا پیدا بود
هر بیابان می دهد دل را جلا / با بیابان انس دارند انبیا
بین خشونت با لطافت آمده / در دل دشت سیه گل سر زده
گر دهی کاری به کرمانی بدان / او بکوشد بهر تو از بهر جان
هر کسی از موچک و هم بزرگ / گر ز کرمان آمده کارش سِتًرگ
آسمانی تر ز کرمان جای نیست / پر ستاره تر از آن بر پای نیست
بهترین جای جهان ایران ماست / قلب پاک آن همان کرمان ماست
خسروانی چون ز کرمان شد برون / یاد کرمان قلب او سازد چو خون