من و تو ناگزیرِ از هم از این تکرار بیهوده .... که تنها لحظه ی عادت تمامِ جرم ما بوده .... کنار هم ولی دلتنگ چه سرد و بی صدا موندیم........ نفهمیدیم کجا و کِی. میونِ قصه جا موندیم.... نگاهامون گریزونن از این لبخند تکراری ..... باید دلسوزِ هم باشیم تو قانونِ خود آزاری..... تو چشمامون پُر از تحریر ، دلامون همنشینِ غم..... تو دنیایی پُر از سازش ، پُر از تنهاییِ با هم .... من و تو با هم غریبیم، زیر این سقف شکسته..... وقتی که دستای عادت پَر و بالمونو بسته ....خیلی وقته که بریدیم واسه هم حرفی نداریم...... با همه تلخی می مونیم اما دَم برنمیاریم........ نه این ویرونه کاشونه ست .... نه تو لیلی نه من مجنون..... نه موندن چاره ی کاره .... نه می شه دل برید آسون.... باید از نو گذشت اما .... نداریم طاقت دوری..... تا کِی می شه کنار اومد..... با این خوشبختیِ سوری ؟؟؟؟
1391/03/02 - 11:23 در
فسانه
اين شعر رو حتما با صداي فوق العاده زيباي ماني رهنما حتما گوش كنيد . خيلي زيبا خونده.
14 سال و 4 ماه و 5 ساعت و 6 دقيقه قبل