دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
اول: آدم و حوا می تونستن هر میوه ای رو بخورن، اون همه موز و کیوی و توت
14 سال و 3 ماه و 27 روز و 20 ساعت و 43 دقيقه قبلفرنگی و نارنگی و پرتقال و انار و خیار، این وسط وقتی بهشون می گفتن یک
کاری نکنید، مثلا سیب گاز نزنید، عدل رفتن همون سیب رو گاز زدن. غیر از
یک ایرانی کی این همه لجبازی می کنه؟
دوم: " آدم" تنها کسی رو که "آدم" حساب می کرد خودش بود، به حوا هم اگر
می گفتی برای چی با این مرد داری زندگی می کنی؟ می گفت: تو این دنیا جز
این هیچ کس " آدم" نیست.
سوم: تو بهشت لخت مادر زاد و بدون دردسر زندگی می کردن، اینقدر کارهای
نامعقول کردن و خلاف مقررات کردند تا از بهشت بیرون شون کردند، حالا
مانتو و شلوار و روسری و چادرمشکی سرشون می ذارن، تا دوباره برگردن بهشت.
چهارم: تا وقتی دو نفر بودند، با هم مشکلی نداشتند، به محض اینکه سروکله
" هابیل" و " قابیل" پیدا شد، فورا یکی شون شد اقلیتی، یکی اکثریتی، نمی
تونستند بفهمند وقتی دوتا هستند، باید بطور مساوی همه چیز رو تقسیم کنند،
هابیل به فکر انقلاب افتاد، قابیل به فکر کودتا، آخرش هم جناح قابیل اون
یکی جناح هابیل رو از بین برد، بعد موند با قدرتی که به دست آورده چکار
کنه.
پنجم: کلا در بهشت یک قانون وجود داشت، نه سد معبر ممنوع بود، نه بالا
رفتن از درخت غیرقانونی بود، نه حجاب اجباری بود، نه اذن پدر برای ازدواج
ضروری بود، نه اگر اعتراضی می کردند دستگیر می شدند، هیچ ماده قانونی در
قانون اساسی شون نبود، جز اینکه " نزدیک شدن به درخت سیب ممنوع می باشد"،
همون ماده قانونی رو هم زیر پا گذاشتند.
ششم: هابیل و قابیل با وجود اینکه همه چیزشان شبیه هم بود، ولی به هم
حسودی می کردند، اختلاف هم که پیدا کردند، با وجود اینکه بلد بودند با هم
حرف بزنند، ولی با هم گفتمان نمی کردند. موضوع اختلاف هم کاش طلا و پول و
زن و شرط بندی سر بارسلونا و آ ث میلان بود، آنها بخاطر اینکه به خدا
نزدیکتر بشوند به هم حسادت می کردند، آخرش هم قابیل بخاطر نزدیک شدن به
خدا هابیل را کشت. کدام غیرایرانی برای نزدیک شدن به خدا برادر خودش را
می کشه؟
هفتم: کلا آدم و حوا در زندگی شان یک جرم مرتکب شدند، بخاطر آن هم از
بهشت بیرون شان انداختند، هم لخت مادر زاد ولشان کردند وسط زمین، آخرش هم
تا وقتی آدم توبه نکرده بود، قبول نکردند که به حال خودشان آنها را
بگذارند. تازه، حوا سیب را خورده بود، خدا آدم را مجبور کرد توبه کند،
ا