دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از شدت نا امیدی و یاس مثل یک مار به دور خودم می پیچم ، نفسهایم بوی مرگ می دهد ، چراغهای اتاقم را خاموش کرده ام مگر اندکی از هوشیاریم کاسته شود ولی انگار بی فایده است ، انگار این افکار تیره و تار نمی خواهد دست از سرم بر دارد ، اوایل فکر می کردم اشتباه نکرده ام، فکر می کردم این اکثیر سیاه تلخ مزه که مثل شرابی سرخ در رگی و پی من جریان پیدا کرده است می تواند دردهای درونی مرا التیام بخشیده ،مایه نجاتم شود ولی به مرور و به تدریج متوجه شدم باز هم اشتباه کرده ام ... چه زندگی بیهوده ای ، چه امیدهای بی خودی ...

1391/03/04 - 14:31
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)