جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ elysiume تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 52 دقيقه قبلگفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: دارم میمیرم
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم
از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم،
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم،
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت،
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر
داشت میرفت
گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 52 دقيقه قبلیه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
هم کفرم داشت در میومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم،
رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!
خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد
کووک کووک
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 46 دقيقه قبلخیلی خوشم میاد همیشه شادی
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 43 دقيقه قبل
..خوب ..چرا تو شاد نیستی؟
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 33 دقيقه قبلعکسمو دیدی خیلی باحاله.....دنبال عکس باحال تر میگردممم
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 33 دقيقه قبلنمیتونم شاد باشم
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 32 دقيقه قبلاوهوم دیدم.......قشنگه
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 30 دقيقه قبلچرا...مگه مشکلت چیه؟یه چیزی میگم فقط شوخی نیست....من احساساتیم....برا همین میترسم با کسی باشم..نمیدونم چرا اینو بهت گفتم
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 28 دقيقه قبلخوب کاری میکنی بذار به وقتش ...........خیلی سخته...از من میشنوی
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 24 دقيقه قبلاز خیلی ها اینو شنیدم......ولی سخته تا اون موقع.......موندم چیکار کنم....دارم دیونه میشم....باور کن
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 18 دقيقه قبلمگه چند سالته؟ خوب اگه شرایطشو داری یکیو انتخاب کن واسه همیشه...
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 16 دقيقه قبل24..هنوز زوده.....دهنم بو شیر میده.......صبا بلند میشم شیر میخورمم
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 11 دقيقه قبلاوهوم
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 10 دقيقه قبلبگفتی چرا گرفته ای؟
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 43 دقيقه قبلمن باید برم....بای
14 سال و 3 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 39 دقيقه قبل