دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تنهایی و تاریکیِ اتاقش را دوست میداشت ...روی تختش دراز کشید ..ساعدش را روی پیشانی اش گذاشته بود ..نه اینکه بخوابد نه نه .. که چشمانش را ببندد و بار دیگر غرق در اویی شود که بار دیگر روی تخت نیم خیز شود.....دو خط از ابتدایی داستانم (ا ن ا م ی )

1391/03/07 - 15:27 در Im in love
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)