جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ محمّد حسین حدّادزاده تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
(1): صبحها از دو ساعت قبل از نماز بیدار میشدند
14 سال و 5 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 37 دقيقه قبلقدم زدن، مطالعه کردن، گوش دادن به اخبار، دعا خواندن، ملاقاتها، خواب قیلوله و… همه اینها وقت مشخصی داشت. شانه زدن، ادکلن زدن و مرتب کردن محاسن سر ساعت انجام میشد. وقتشان هیچ وقت تغییر نمیکرد. جمعهها اول میرفتند حمام. ساعت هشت و پنج دقیقه دستگاه فرستنده جدا میشد تا نه و پنج دقیقه. این کار همیشه راس ساعت انجام میگرفت. ملاقاتها هم راس ساعت انجام میشد. صبحها از دو ساعت قبل از نماز بیدار میشدند و مشغول عبادت بودند. اینها یک سیستم برنامهریزی دقیق برای همه ما ایجاد کرده بود.
(2): رادیو عراق هرگز، رادیو بیبیسی مرتب
14 سال و 5 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 35 دقيقه قبلایشان کاملا به صداهای رادیوها آشنا بود. هنوز رادیو را باز نکرده، میتوانستند از روی صدا تشخیص بدهند که کدام رادیو را گرفته. یک بار یکی از بچهها رادیو را از بیرون آورد و سریع وارد اتاق شد تا به آقا بدهد. همین که وارد شد و رادیو را روشن کرد، امام تا صدای رادیو را شنید گفتند رادیو عراق است ببرید بیرون. هرگز به رادیو عراق گوش نمیکردند چون مدام فحاشی میکرد. حرف درست و حسابی برای شنیدن نداشت. اما رادیو بیبیسی را همیشه سر ساعت و مرتب گوش میدادند.
رادیوهای بیگانه را شش صبح گوش میدادند. امام همیشه ۵ تا ۱۰ دقیقه اخبار ساعتهای مختلف را گوش میکرد. برخی مواقع میدیدم که زمان خواندن روزنامه یا شنیدن رادیو و دیدن تلویزیون، یادداشتهایی بر میداشتند.
(3): ما به این همه سبزی خوردن نیاز نداریم
14 سال و 5 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 35 دقيقه قبلامام مراقبت میکرد از اینکه خوردنی یا هر چیز اضافهای وارد خانه نشود. آقای رضا فراهانی که خریدها را انجام میداد، یک بار سبزی خوردن خریده بود. امام در حیاط ایشان را دیده بود و پرسیده بود: «این همه سبزی برای کیست؟» حاجی فراهانی گفته بود برای خانه خریدهام. امام مقداری از سبزی را جدا کردند و گفتند: «ما به این همه سبزی نیاز نداریم.» همین مقدار کافی است بقیه را به آقایان دفتر بدهید.
{"مجید جوادینسب" عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله }
14 سال و 5 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 35 دقيقه قبل