دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادم میاد بچه که بودم بعضی وقت ها یواشکی بابامو نگاه می کردیم که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته شده بود من حسابی به این کارش می خندیدم چون می گفتم ما که هم جارو داریم هم جارو برقی. چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم یهو به خودم اومد دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم.....!

1391/03/17 - 18:55 در بابا

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)