دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو مسير اومدن پولهايى رو كه باد پائيزى داشت جارو ميكردو اينور اونور ميبردو نگاه ميكرد... تو حياطو راه پله ها هم اسكناسا پخشو پلا بود... وقتى رسيد با نااميدى درو باز كرد... زنو بچه ش با اميد دوئيدن جلوى در... دستان خالى بابا ... حكايت تداوم گرسنگى داشت...

1391/03/19 - 02:25 توسط موبایل در بابا
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)