دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
The memory of you
14 سال و 3 ماه و 16 روز و 2 ساعت و 22 دقيقه قبلخاطره تو
Aseara te-am simtit...
Last night I felt you...
دیشب من تو را احساس کردم
N-ai vrut sa te sarut...
You didn't want me to kiss you
تو نمی خواستی که من تو را ببوسم
Plangeai usor pe perna...
You were crying softly on the pillow
در حالی که به آرامی روی بالش می گریستی
Ca dormi te-ai prefacut...
You were pretending to sleep
و وانمود می کردی که خوابی!
Abia de dimineata...
But it was in the morning
اما هنگام صبح
Am gasit un bilet...
When I found a note
وقتی که نامه ات را یافتم
In care tu mi-ai scris...
Where you wrote to me
اونجا نوشته بودی برای من
Sa nu te mai astept...
Not to wait for you anymore.
که دیگر منتظر تو نمانم!
Amintirea ta...
The memory of you
خاطرات تو
Imi fura linistea...
Steals my peace....
آرامش من را می رباید
Amintirile cu noi...
A vrea sa le aduc inapoi...
I'd like to have back...
Our [!]
من می خواهم که خاطراتمان را دوباره داشته باشم!
Aseara am plans si eu...
Last night I've cried too
دیشب من خیلی گریه کردم
Dar n-am vrut sa-ti arat...
But i didn't want to show it to you
اما نخواستم که اون رو به تو نشان بدم
Am simtit ca de azi...
I've realized that from now on
من متوجه شدم که از الان
Nu vrei sa te mai vad...
You didn't want me to see you again
تو نمی خواهی که دیگر من را ببینی
Abia de dimineata...
Finally, in the morning,
سرانجام، هنگام صبح
Cand singur m-am trezit...
When I woke up alone
وقتی که من تنها از خواب برخاستم
Stiam ca-s vinovat...
I knew i was guilty
من فهمیدم که گناهکار هستم
Si nu ti-am zis nimic...
And I didn't say anything to you
و چیزی به تو نگفتم!
Amintirea ta...
The memory of you
خاطرات تو
Imi fura linistea...
Steals my peace....
آرامش من را می رباید
Amintirile cu noi...
A vrea sa le aduc inapoi...
I'd like to have back...
Our [!]
من می خواهم که خاطراتمون رو دوباره داشته باشم
Amintirea ta...
The memory of you
Imi fura linistea...
Steals my peace....
Amintirile cu noi...
A vrea sa le aduc inapoi...
I'd like to have back...
Our [!]