دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلنوشته ی وحید:دنیایی پر از سیاهی ، چیزی نشد نصیبم جز تباهی ! بازی های عاشقانه ، انواع قلبها ، یکی شکسته و یکی به انتظار پوچی نشسته حرفهای تکراری ، این تنها صداقت است که از آن بیزاریم سخت است قدم برداشتن در راه عشق صدها قدم برداشتیم و این شد یک تصویر زشت تصویری سیاه و سفید ، میکنیم ، پایانش پیداست و باز هم هوس پرواز میکنیم .صدایی زیباتر از صدای سکوت نیست ، در این دنیا دلی عاشقتر از یک دل تنها نیست به دنبال یک بازی زیبا ، رنگ دلها همیشه سیاه ، من با بقیه فرق دارم تا آخرش بیا…. وعده ی دروغ ، لحظه هایی شلوغ، تپشها تندتر بیقراریها بیشتر ، نمیگذرد این ساعتهای نفسگیر! پاسخی نمیشنوم ، به خواب نمیروم ، و باز هم شب زنده داری و بی تابی برای کسی که ارزشی برایم قائل نیست ، برای کسی که دلش در کنارم نیست برای کسی که نمیفهمد ، نمیداند ، نمیبیند! همه چیز پر از دروغ ، باز هم می آید آن غروب… به انتظار چه کسی نشسته ای؟ باز هم هوس عاشقی کرده ای؟ آغوشت را به همه کس دادی و در آغوش همه کس خوابیدی …

1391/03/21 - 11:20
1 ديدگاه
۩۞۩وحید۩۞۩

ادامه اش:گرمای تنت برای همه شد و سردی اش برای خودت، نجابتت را فدا کردی در راه دلت…
باز هم باید بشنوی حرفای تکراری ، باور کنی و فکر کنی دلت اینبار نخواهد شکست !
از این فکرها نکن ، مثل من حرف همه کس را باور نکن

همه مثل همند شک نکن،بیش از این زندگی ات را به پای این و آن تباه نکن!

14 سال و 3 ماه و 10 روز و 4 ساعت و 53 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)