دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من زیر بارون با چشات یه آرزو ساخته بودم/واسه یه لحظه دیدنت زندگیمو باخته بودم/یا آرزومو پس بده/یا با همیشه دیدنت به زندگیم نفس بده!!!!

1391/03/21 - 13:13
2 ديدگاه
amir:rahmani

زاغکي روي درخت نشسته بود و چيز برگر مي خورد ... روبهي آمد و گفت : ايول چه بالي ، چه دمي ، عجب تيريپ خفن سياهي ، مشکي رنگ عشقه ، يه آواز بخون حال کنيم ... زاغکه ساندويچشو ميزنه زير بغلش و مي گه : برو داداش ، من خودم کلاس پنجمم ...

14 سال و 5 ماه و 10 ساعت و 37 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)