جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ تیک تاک کبیر تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
خاطرات:
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 27 دقيقه قبل«اذان»
اهل نماز بود و اذان. توحید از شاخسار قامت بلندش درخشش آغاز کرده بود و ایمان چونان برف سفیدی جانش را سبز ساخته بود.
قرارمان این شده بود که در دل سحر، به گاهِ نماز، در اذان گفتن سبقت بگیریم. صادقانه باید بگویم که این او بود که در اذان خالصانهاش بیدارم میساخت و چرتم را پاره میکرد.
یادم نمیرود که حتی در اوّلین شب حضورمان در میدان آبادان نیز سحرگاه، با اذان بی ریای او از خواب بیدار شدیم که چقدر بر دشمنِ در کمین، گران آمد. دشمن تدارک حمله وسیعی دیده بود که با اذان محمد مهدی و خیزش بچهها نقشهاش بر باد رفت.
«به نقل از دوست و همرزم بزرگوار شهید»
وصیتنامه:
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 27 دقيقه قبلبسم الله الر حمن الرحیم
خدایا من گناهکار بودم، در میان دنیایی پر از غیبت و تهمت فرو رفته بودم، در دنیای پر از ظلمت فرو رفته بودم، در دنیایی پر از غرور، خودخواهی و ریاستطلبی فرو رفته بودم؛ در دنیایی پر از اختلاف فرو رفته بودم که روح معنویت در میان آن نبود و فقط روح مادیت در میان آنها تابیده بود. در دنیایی فرو رفته بودم که هر کجا پا می گذاشتم پایم فرو میرفت و در میان گرداب ظلمانی شهوت فرو میرفتم، مرا به خود میکشاند، ولی با تماسی که با منتظران امام زمان -عجلاللهتعالیفرجه- داشتم روح معنویت، در من تابید. دیگر کمکم آگاه شدم؛ دیگر دنیا برایم کوچک است؛ دیگر باید بیایم و به ندای « هل من ناصر ینصرنی» امام خمینی، لبیک گفته و به جبهة نبرد حق علیه باطل بپیوندم. لذا برنامه اعزام به جبهه را مهیا کردم و از میان گرداب ظلمانی و دنیای پر لجن نجات یافتم. پا به روی تمامی لجنها گذاشته و آمدم. با دنیای معنویت مأنوس شدم و فکر کردم که کدام مسیر را انتخاب کنم؛ دیدم که بالاترین هدف، فناء فی لله است. لذا شهادت در راه خدا را انتخاب کردم.
خدایا! دیگر از همة آن هواها و هوسها، خودخواهیها و ریاستطلبیها و اختلافها بیرون آمده و به لشکر الهی پیوستم و پرواز کردم به سوی ملکوت. دیگر پای من در آن لجنزارها فرو نرفت و نجات یافتم...