هيچ کس يادش نيست نوازنده دوره گرد را...که هر روز در خيابان خيال ميگردد و براي رهذرانش موسيقي مينوازد ...و شب با تني خسته اما دلي اميدوار در کلبه اش که سقفش آسمان است و چراغش نور ماه چشم بر هم مينهد...در خواب ميبيند آسماني پر از نت موسيقي شاد، پر از رگذراني که تشويق ميکنند او را...با سازي نو شاد خوشحال مينوازد بزاي مردم...ناگهان نيمه شب ميپرد از خواب اي خدا بازم باران مگر نميداني سقف اتاقم چيکه ميکند و فرش زيرم آب ميدهد پس باران براي چه باز خيس ميشود از اندوه خيال ...اي خدا بازم بارانمرد در کلبه اش که سقفش آسمان است و چراغش نور ماه چشم بر هم مينهد...در خواب ميبيند آسماني پر از نت موسيقي شاد، پر از رگذراني که تشويق ميکنند او را...با سازي نو شاد خوشحال مينوازد براي مردم...ناگهان نيمه شب ميپرد از خواب اي خدا بازم باران مگر نميداني سقف اتاقم چيکه ميکند و فرش زيرم آب ميدهد پس باران براي چه باز خيس ميشود از اندوه خيال ...اي خدا بازم باران.
1391/03/27 - 23:35 در
پارادوکس
++++++++++++
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 11 دقيقه قبل+++++++++++
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 11 دقيقه قبلممنون
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 9 دقيقه قبل