دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رفته بودیم شبی سمت حرم یادت هست خواستم مثل کبوترم بپرم یادت هست؟ توی این عکس به جا مانده عصا دستم نیست بعد از آن حادثه پای دگرم یادت هست رنگ و رو رفته ترین طاقچه ی خانه ی مان مهر و تسبیح و کتاب پدرم یادت هست خانه ی کوچکمان کاهگلی بود جنون در همان خانه شبی زد به سرم یادت هست قصد کردم که بگیرم نفس دشمن را و جگرگاه ستم را بدرم یادت هست خواهر کوچک من تند قدم بر می داشت گریه می کرد که او را ببرم یادت هست گریه می کرد در آن لحظه عروسک می خواست قول دادم که برایش بخرم یادت هست راستی شاعر همسنگرمان اسمش بود... اسم او رفته چه حیف از نظرم یادت هست شعرهایش همه از جنس کبوتر باران دیرگاهی است از او بی خبرم یادت هست آن شب شوم ، شب مرده ، شبی دردانگیز آن شب شوم که خون شد جگرم یادت هست توی اروند ، در آن نیمه شب ، با قایق چارده ساله علی ، همسفرم ، یادت هست ناله ای کرد و به یکباره به اروند افتاد بعد از آن واقعه خم شد کمرم یادت هست؟سرخ شد چهره اروند و تلاطم می کرد جستجوهای غم انگیزترم یادت هست مادرش تا کمر کوچه به دنبالم بود بسته ای داد برایش ببرم یادت هست چتوی این صفحه به این عکس کمی دقت کن توی صف از همه

1391/03/28 - 15:38
1 ديدگاه
yase_kabood

رفته بودیم شبی سمت حرم یادت هست


خواستم مثل کبوترم بپرم یادت هست؟




توی این عکس به جا مانده عصا دستم نیست


بعد از آن حادثه پای دگرم یادت هست




رنگ و رو رفته ترین طاقچه ی خانه ی مان


مهر و تسبیح و کتاب پدرم یادت هست




خانه ی کوچکمان کاهگلی بود جنون


در همان خانه شبی زد به سرم یادت هست




قصد کردم که بگیرم نفس دشمن را


و جگرگاه ستم را بدرم یادت هست




خواهر کوچک من تند قدم بر می داشت


گریه می کرد که او را ببرم یادت هست




گریه می کرد در آن لحظه عروسک می خواست


قول دادم که برایش بخرم یادت هست




راستی شاعر همسنگرمان اسمش بود...


اسم او رفته چه حیف از نظرم یادت هست




شعرهایش همه از جنس کبوتر باران


دیرگاهی است از او بی خبرم یادت هست




آن شب شوم ، شب مرده ، شبی دردانگیز


آن شب شوم که خون شد جگرم یادت هست




توی اروند ، در آن نیمه شب ، با قایق


چارده ساله علی ، همسفرم ، یادت هست




ناله ای کرد و به یکباره به اروند افتاد


بعد از آن واقعه خم شد کمرم یادت هست




سرخ شد چهره اروند و تلاطم می کرد


جستجوهای غم انگیزترم یادت هست





مادرش تا کمر کوچه به دنبالم بود


بسته ای داد برایش ببرم یادت هست




چارده سال از آن حادثه ها می گذرد


چارده سال ! چه آمد به سرم یادت هست




توی این صفحه به این عکس کمی دقت کن


توی صف از همه دنبال ترم یادت هست




لحظه ای بود که از دسته جدا افتادم


لحظه ی بعد که بی بال و پرم یادت هست




اتفاقی که مرا خانه نشین کرد افتاد


و نشد مثل کبوتر بپرم یادت هست

14 سال و 4 ماه و 23 روز و 15 ساعت و 40 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)