جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ MilAD تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
رفتیم برای داداش کوچیکه خواستگاری . چه کلاسی که برای دخترشون نمی گذاشتن.
14 سال و 3 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 38 دقيقه قبلاینم دختره داداشم پسندیده؟ بگذریم .
فرانسه رو تازه شروع کردن و انگلیسی رو تازه تموم . برای ادامه تحصیل دارن
به کانادا میرن و داداش منم باید قول بده باهاش بره"باز این قسمتش خوبه".
درحال شنیدن این چرندیات بودیم که احساس کردم یک چیزی داره از پام میاد بالا.
اولش فکر کردم پروانه است. بعد گفتم خاک به سرم زنبوره .
بچه اینقدر وول نخور اینجا نشستی:مامانم بود.
اگه منو نیش بزنه چی؟ جیغ بزنم یا نه؟ البته تا اینجا اون جونور به زانوم رسیده بود.
شلوارمو که برامده شده بود و در حال بالا و پایین رفتن با مشتم گرفتم و شروع کردم
به معاینه. دیگه نفهمیدم کجا نشستم و مراسم عروسیه یا عزا. هیچ صدایی به گوشم
نمی رسید جز صدای پاهای یک سوسک که در حال کشیده شدن به پوستم بود.
نمیدونم چند هزارم ثانیه طول کشید از آگاهی من از بودن سوسک در شلوارم
تا بلند شدن جیغ از اعماق وجودم.
عین دیوونه ها پاچه شلوارمو گرفته بودم و با فریاد روی میز /ظرف شیرینی/میوه
پرواز می کردم .
۲ روز بعد : امروز بالاخره بابام جواب سلامم رو داد / داداشم هنوز قحره
مامانم گفت : خاک تو سرت کنن که از سوسک نترسی .
پ.ن : نمیدونم دیگه چجوری تو روی خانواده خودم نگاه کنم. خانواده زن دادشم به جهنم.