دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هنوز . . .

1391/04/02 - 22:27 در اشعار فارسی
4 ديدگاه
آناهیتا

هنوز . . .

رفتم اما دل من مانده برِ دوست هنوز

می برم جسمی و، جان در گرو اوست هنوز

هر چه او خواست، همان خواست دلم بی کم و کاست

گرچه راضی نشد از من دل آن دوست هنوز

گر چه با دوری ی ِ او زندگیم نیست، ولی

یاد او می دمدم جان به رگ و پوست هنوز

بر سرو سینه ی من بوسه ی گَرْمش گل کرد

جان ِ ‌حسرت زده زان خاطره خوشبوست هنوز.

رشته ی مهر و وفا شُکر که از دست نرفت

بر سر شانه ی من تاری از آن موست هنوز

بکشد یا بکشد، هر چه کند دَم نزنم

مرحبا عشق که بازوش به نیروست هنوز

هم مگر دوست عنایت کند و تربیتی

طبع من لاله ی صحرایی ی ِ خودروست هنوز

با همه زخم که سیمین به دل از او دارد

می کشد نعره که آرامِ دلم اوست هنوز...

سیمین بهبهانی

14 سال و 2 ماه و 29 روز و 18 ساعت و 14 دقيقه قبل
آناهیتا

الهه این شعر رو خیلی دوست دارم...
به خاطر همین گذاشتمش...
مرسی که حواست بهم هست...

14 سال و 2 ماه و 29 روز و 18 ساعت و 10 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)