دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

صدای دل انگیز زندگی...

1391/04/03 - 18:29 در داستان کوتاه
5 ديدگاه
مصطفی

سفره را جمع کردم ودر یخچال گذاشتم ولی ناگاه !! صدای دلنشینی و آهنگینی را شنیدم.
به مادر گفتم : می شنوید؟
گفت : چی ؟
گفتم: صدای آهنگی دلنشین می آید
مادر گفت: آنچه می شنوی ، قل قل سماور است و صدای گر گر بخاری ، صدای باد که شیشه های پنجره را می لرزاند ، صدای خش خش کاغذی که خواهرت روی آن می نویسد . صدای شستشوی ظرفهای من و صدای بوق و عبور ماشینها در خیابان است .
گفتم صدای دیگر هم هست
صدای آهنگین شما که داشتید حرف می زدید !
پدر گفت : و صدای گوش تیز کردن من که داشتم به حرف های شما گوش می دادم !
هر سه خندیدیم .

14 سال و 2 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 56 دقيقه قبل
فردایی دیگر

بعضی وقتا هم فتنه انگیز زندگی ....ولی خدا کنه همیشه دل انگیز زندگی ..

14 سال و 2 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 55 دقيقه قبل
مصطفی

امیدوارم - امید به زندگی باعث ادامه زندگی میشه، خداوند بهترین ها رو به صابرین میده.

14 سال و 2 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 51 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)