جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ aynor تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
در گوش من فسانه دلدادگی مخوان!
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 52 دقيقه قبلدیگر ز من ترانه شوریدگی مخواه!
دیرست،گالیا! به ره افتاد کاروان.
عشق من و تو؟ ... آه
این هم حکایتی است.
اما، درین زمانه که درمانده هر کسی
از بهر نان شب،
دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست.
شاد و شکفته، در شب جشن تولدت
تو بیست شمع خواهی افروخت تابناک،
امشب هزار دختر همسال تو، ولی
خوابیدهاند گرسنه و لخت، روی خاک.
زیباست رقص و ناز سرانگشتهای تو
بر پردههای سبز،
اما، هزار دختر بافنده این زمان
با چرک و خون زخم سرانگشتهایشان
جان میکنند در قفس تنگ کارگاه
از بهر دستمزد حقیری که بیش از آن
پرتاب میکنی تو به دامان یک گدا.
وین فرش هفترنگ که پامال رقص تست
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 52 دقيقه قبلاز خون و زندگانی انسان گرفته رنگ.
در تار و پود هر خط وخالش: هزار رنج
در آب و رنگ هر گل و برگش: هزار ننگ.
اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک
اینجا به باد رفته هزار آتش جوان
دست هزار کودک شیرین بیگناه
چشم هزار دختر بیمار ناتوان...
دیرست، گالیا!
هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست.
هر چیز رنگ آتش و خون دارد این زمان.
هنگامه رهایی لبها و دستهاست
عصیان زندگی است.
دیر است گالیا دگر در گوش من ترانه دلداگی مخوان ..........***
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 51 دقيقه قبلدیر است گالیا به ره افتاد کاروان
اينجور شعرهارو خيلى دوست دارم. ممنون دوست بزرگوار...
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 51 دقيقه قبل توسط موبایلدر روی من مخند!

14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 51 دقيقه قبلشیرینی نگاه تو بر من حرام باد!
بر من حرام باد ازین پس شراب و عشق!
بر من حرام باد تپشهای قلب شاد!
یاران من به بند:
در دخمههای تیره و نمناک باغشاه،
در عزلت تبآور تبعیدگاه خارک،
در هر کنار و گوشه این دوزخ سیاه.
زودست، گالیا!
در گوش من فسانه دلدادگی مخوان!
اکنون ز من ترانه شوریدگی مخواه!
زودست، گالیا! نرسیدست کاروان...
روزی که بازوان بلورین صبحدم
برداشت تیغ و پرده تاریک شب شکافت،
روزی که آفتاب
از هر دریچه تافت،
روزی که گونه و لب یاران همنبرد
رنگ نشاط و خنده گمگشته بازیافت،
من نیز بازخواهم گردید آن زمان
سوی ترانهها و غزلها و بوسهها،
سوی بهارهای دلانگیز گلفشان،
سوی تو،
عشق من!
هوشنگ ابتهاج
تقديم به مديران چهارراه
بازم ممنون ...
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 49 دقيقه قبل توسط موبایلاز هوشنگ ابتهاج هستش ...گالیا اسم دختری بوده که سایه عاشقش میشه ...ولی بهش نمیرسه
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 48 دقيقه قبلگالیا به گمانم اسم گیلکی باشه ..و اون خانوم از اون سامان بوده ..
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 47 دقيقه قبلگالیا از ریشه ی "گال" گرفته شده که در فرهنگ دهخدا به معنی فریب و مکر است. و گالیا یعنی فریب زیبا. شاید چیزی مثل رویا و سراب.
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 43 دقيقه قبلاما اسم معشوق سایه است ....یه نام گیلکی هم هست اون خانوم از همون سامان بوده ...ولی ممنونم از پیامت ...راستش الان داشتم تو سایت شعرای معاصر یه شعر از ابتهاج عزیز میخوندم الان داشتم برات خطابش میکردم اینوری ...چه حسن تصادفی شد ..
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 41 دقيقه قبلامير
فردائي ديگر
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 39 دقيقه قبلگلدونه ای اینوری ..
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 36 دقيقه قبلممنون آينور ...
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 29 دقيقه قبل توسط موبایل