جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ گـلـپــری تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
#يك: ضعف و بي حالي ( Enervation) يا كاهش انرژي
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 28 دقيقه قبلحالت ضعف و بي حالي اولين مرحله بيماري است . ريشه آن كلمه ‹ انرژي › مي باشد و انرژي ماهيت واقعي همه زندگي است . موجوديت واقعي هر يك از ما در هر زماني وابسته به آن ميزان از انرژي است كه در دسترس ما قرار داشته و ميتوانيم آن را براي انجام كارهاي مختلف سيستم هاي بدنمان به كار گيريم . ضعف و سستي حالتي است كه در آن با بدن ما به اندازه كافي براي انجام وظايف حياتي خود انرژي توليد نمي كند و يا وظايفي كه مي بايست در آن شرايط انجام دهد آن چنان از حد معمول بيش تر شده كه توليد انرژي عادي بدن پاسخگوي آن نيست . هنگام بروز چنين رويدادي بدن آسيب ديده و باز هم توليد انرژي آن كاهش مي يابد و در واقع همه عملكردهاي بدن آسيب مي پذيرند . از جمله مهم ترين اين اعمال ، روند حذف فرآورده هاي سمي توليد شده در جريان متابوليسم ( سوخت و ساز ) خود انساج مختلف بدن و يا زوائد مواد غذايي وارد شده به آن است . وجود مقدار معين سموم در بدن كاملا طبيعي است . مشكل هنگامي بروز مي كند كه ميزان سموم توليد شده بيش از مقدار دفع شده باشد . اين امر نه تنها سبب ناتواني بيشتر بدن براي توليد انرژي و يا جايگزيني انرژي از دست رفته مي شود ، بلكه موجب تجمع بيشتر سموم در بدن ميگردد . ( اين موضوع بعدا بيش تر مورد بحث قرار خواهد گرفت ) از آن جايي كه انرژي هنگام خواب تا حدي ذخيره مي شود ، اولين علامت هشدار دهنده در مورد اين كه شما ممكن است دچار كاهش انرژي شده باشيد ، اين است كه دچار حالت خواب آلودگي و خستگي شده ، طي روز نياز به خواب هاي متناوب داشته ، يا خواب شب شما بيش از اندازه معمول باشد .
#دو : توكسمي ( مسموميت )
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 28 دقيقه قبلتوكسمي ( كه همچميم توكسيكوز و يا اوتواينتوكسي كيشن ) نيز گفته مي شود ، هنگامي روي مي دهد كه مواد سمي كه در بالا به آن ها اشاره شده ، قسمت هاي مختلف بدن از جمله خون ، لنف و ديگر بافت ها را اشباع مي سازد . بدن اين وضعيت را شناسايي كرده و مي داند كه بايد براي حفظ سلامتي خود كوشش كند تا از شر آن خلاص شود. در نتيجه اين حالت دو علامت هشدار دهنده بروز مي كند . اولين علامي كه بايد سعي در شناخت آن كرد نوعي احساس ناراحتي كلي است . خود اين روند بار بيش تري براي تامين انرژي به بدن تحميل مي كند و چنانچه شخص در اين زمان تحت فشار كار بيش از حد ، استرس و يا فقدان استراحت و خواب كافي – كه همه بخش لوجستگي تامين انرژي بدن هستند – باشد ، بدن احساس خستگي و فرسودگي بيش تر مي نمايد و چنان كه ادامه اين روند پايان نپذيرد مرحله بعدي بيماري شروع مي شود .
سه : تحريك يا آزار ( Iritation)
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبلدر حالي كه در نخستين مرحله تنها علايم هشدار دهنده نوعي احساس خستگي است ، توكسمي و نتيجه حاصله از آن ، يعني تحريك علايم هشدار دهنده ، علايم آشكارتري را سبب مي شوند . اين مرحله از بيماري در واقع به آن جهت بروز مي كند كه شما را از يك سطح پيشرفته تر توكسمي آگاه كند ، به اميد آن كه گام هايي در راه اصلاح آن برداريد . مرحله تحريك حالتي است كه در آن بدن يك سري از مكانيسم هاي دفاعلي خود را به كار گرفته و براي خلاصي خود از انباشته شدن بيش تر مواد سمي به نوعي بسيج داخلي اقدام مي كند . اين بسيج متوجه نقطه معيني از بدن است كه بيش تر مورد هجوم قرار ميگيرد . و اين روند مي تواند در هر يك از قسمت هاي بدن بروز كند . البته تحريك آن چندان دردناك نيست كه شما را وادار نمايد كه به پزشك مراجعه كنيد ، ليكن به اندازه كافي ناخوشايند است . به گونه اي كه شما در جست و جوي راهي براي خلاص كردن خود از آن ناراحتي مي باشيد . تحريك راهي است كه بدن براي وارد ساختن شما به نوعي عمل براي پيش گيري از ادامه روند بيماري انتخاب كرده است .
نمونه آشكار تحريك ، اسهال و يا تكرر ادرار مي باشد . اين هر دو ممكن است به خودي خود دردناك نباشد ، مگر اين كه طي مروز زمان به آن ها توجه نشود ، مگر اين كه طي مرور زمان به آن ها توجه نشود . روده ها و مثانه به طور آشكار راه هايي هستند كه بدن براي تخليه سموم خود به كار مي برد . اگر قرار باشد سموم در قسمت هاي ديگري از بدن تجمع يافته باشد ، علايم آن ها به اين آشكاري نيست .
بسياري از علايم هشدار دهنده تحريك براي شما قابل شناختن است . براي مثال يك علامت مشترك ناشي از توكسمي ، خارش است . پوست نه تنها بزرگ ترين ارگان بدن است ، بلكه ارگان دفع زوايد نيز هست . بدن به راحتي و به طور منظم با استفاده از حدود چهار بيليون منفذ پوستي كه در سراسر بدن گسترده شده ( از بالاترين نقطه پوست سر تا نوك پا ) سموم زيادي را دفع مي نمايد . چنانچه هر قسمت از بدن شما به خارش افتد علامت كلاسيك آشكاري است كه نشان مي دهد سمومي در حال دفع شدن از منافذ آن قسمت است و هنگامي كه اين حالت اندكي بيش از معمول باشد ، به آن تحريك پوستي مي گوييم . اين گونه تحريك حالتي است كه به خودي خود دردناك نبوده ، چندان هم جدي نيست . #ادامه در دیدگاه بعدی
#ادامه #سه:
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبلاما كم و بيش آزار دهنده وروش هشدار دهنده اي براي بدن است كه اگر مورد توجه قرار نگيرد و علت به وجود آورنده آن از بين نرود ، همين علامت مي تواند پيشرفت كرده و بسيار آزار دهنده شود .
علاوه بر خارش ، علائم ديگري چون حالت تهوع ، بدون علت خاص به ويژه هنگام صبح بروز مي كند و يا احساس مداوم نوعي خارش و يا سوزش در بيني ، و يا چنانچه شما بدون علت و يا بدون علت آشكار ، احساس بدخلقي نماييد و يا به سادگي عصباني شده و از جا در برويد ، هر يك مي توانند در زمره علايم هشدار دهنده براي مرحله سوم به حساب آيند . بارها شنيده ايد كه گفته مي شود ‹ تحريكش نكن ، خلق و خوي خوبي ندارد › . افراد در اين حالت به راحتي تحريك مي شوند ، زيرا به سادگي عاملي آن ها را از درون تحريك كرده است .
نشانه هاي ديگر هشدار دهنده در مورد مرحله سوم ( تحريك ) عبارتند از : عصبانيت ، افسردگي ، اضطراب ، تشويق و نگراني ، به ويژه زماني كه اين نشانه ها تازه باشد . در اين حالت ، دچار سردردهاي مكرر يا درد در نقاط ديگر بدن مي شويد و يا برخلاف گذشته تازگي ها دير خوابتان مي برد ، يا به خوبي گذشته نخوابيده ، به سرعت افزايش يا كاهش وزن پيدا مي كنيد ، يا زبانتان باردار و تنفستان بدبو ، بوي عرق بدنتان تندتر از گذشته ، صورتتان تكيده تر و زير چشمتان كبود مي شود . در مورد خانم ها قاعدگي بي موقع يا خونريزي بيش از حد ، اين ها همه مي توانند از زمره علايم هشدار دهنده مرحله سوم محسوب شوند .
ممكن است شما بگوييد بسيار خوب ... اين ها همه علايم بسيار روشن و كاملا دقيقي هستند و هنگامي كه بدن در وضعيت توكسمي قرار مي گيرد ، به خوبي توجه ما را به خو جلب خواهد كرد ، اما با نهايت تاسف بعضي مردم سال ها در حالت تحريك به سري مي برند ، بدون اينكه به آن توجه كافي نشان دهند . ناراحتي هاي پيش آمده به نظر
آن ها چندان جدي و قابل توجه نمي رسد كه به دنبال راه درمان آن باشند . به گونه اي شعار ‹ با آن بساز › درپيش گرفته اند . اما همين كه آثار مراحل ضعف ، توكسمي و تحريك مدت ها به طول انجاميد سموم تجمع يافته تمركز بيش تري به خود گرفته ، سرانجام مرحله چهارم بيماري ، بروز مي كند .
#چهار: التهاب ( inflammation)
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 26 دقيقه قبلالتهاب شديدترين تلاش بدن براي پاكسازي و تجديد قوا محسوب مي شود . هنگامي كه اين مرحله بروز كند شما به روشني درخواهيد يافت كه مشكلي پيش آمده است . زيرا همراه با درد است . درد چيزي نيست كه خود به خود و بدون علت بروز كند و مجازاتي بدون دليل نيست ، درد هدفمند مي باشد.
گفتيم كه هدف از ارائه اين نوشته آن است كه به شما ديدگاه جديدي در مورد سلامتي و بيماري ارايه كند . درك ماهيت واقعي درد و نقشي كه اين پديده در راستاي هدف فوق ايفا مي كند ، مي تواند طرز تفكر جديدي در اين راستا در شما ايجاد كند . درد دوست شما است : اين است مفهوم جديد. ممكن ا ست در هنگام بروز آن ، احساس ناراحتي كنيد و يا ممكن است دوستي باشد كه ظاهرا از اين كه زنگ درب خانه شما را به صدا درآورده چندان خوشتتان نيايد . معهذا او يك دوست واقعي است . اين كه بياموزيد درد را با ديده اي متفاوت از گذشته بشناسيد ، در همه عمر به شما كمك خواهد كرد . سعي من بر اين نيست كه شما را متقاعد كرده باشم كه درد را دوست ندارم ليكن آن را درك مي كنم، و تنها هنگامي كه شما نيز آن را درك كنيد ، از رسيدن اين دوست ناراحت نخواهيد شد .
اگر شما بدون توجه دست خود را روي يك شيئي داغ قرار مي داديد ، اما درد و سوزش شما را آگاه نمي ساخت چه پيامدي روي مي داد ؟ چنانچه با پاي برهنه روي شيشه شكسته اي پاي مي گذاريد وم درد را احساس نمي كرديد چه اتفاقي مي افتاد ؟ درد عامل مهم نگهداري شما است . نه تنها مانع از آن مي شود كه ما دست خود را روي شيئي داغ قرار ندادن و يا با پاي برهنه روي شيشه راه نرويم ، بلكه ما را آگاه مي سازد كه كجا سلامتي ما به خطر افتاده است . درد موثرترين علامت هشداردهنده بدن است . به ويژه به اين منظور طرح ريزي شده است كه وسيله اي در اختيار شما براي پيش گيري از مخاطرات بيش تر باشد . براي اين كه به ما هشدار دهد چنانچه دست به اقدامات اصلاحي نزنيم در معرض خطر هستيم . ليكن از آن جا كه به ما آموخته نشده است آن را به عنوان يك پيام آور دوستانه تلقي نمي كنيم . وقتي كه درد مزمن و سركش مي شود خود علامتي است حاكي از اين كه بدن بيش از پيش در يك تلاش مايوسانه براي رها كردن خود از حالت توكسمي دايم پيش رونده مي باشد. و به اين منظور تداوم مي يابد كه توكسمي نتواند سبب آسيب تخريبي بيش از حد شود .
#ادامه #چهار :
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 26 دقيقه قبلهنگام التهاب ، سموم تجمع يافته در بخش معيني از بدن ( پروستات در آقايان ، پستان در خانم ها ) و جز اين ها ، به منظور جلب توجه سيستم دفاعي آن منطقه مي باشد. عضو مورد نظر به اين دليل ملتهب مي شود كه به طور مداوم درطي مدت زماني به وسيله مواد سمي تحريك شده است . هنگامي كه التهاب به وجود مي آيد اصطلاح پزشكي كه در مورد آن به كار مي رود ‹ltis› در پايان كلمه مربوطه با التهاب موضع مورد نظر است . براي مثال آپانديسيت كه همه مي شناسيم ‹ Arthritis› التهاب مفاضل و ‹ Colitis› التهاب روده بزرگ مي باشد . بسياري از التهاب ها آشكارترين هشدار بدن براي به كار بردن تمامي توان خود ، جهت رهايي از وضع به وجود آمده است . مجموعه اقداماتي كه بتوانند سطح تجمع سموم را در بدن شما پايين آورده ، سرانجام آن را پاكسازي كند .
اما با نهايت تاسف بسياري از مردم در زماني كه لازم است ، دست به اقدامات اساسي نمي زنند . بلكه اكثرا با نوعي خود درماني و استفاده بي رويه از داروهاي آرام بخش و مسكن درد را ‹ مي كشند › هنگامي كه تلاش پاكسازي بدن بدين گونه با دارها متوقف شود ، سطح مسموميت بدن در آن نقطه آزرده افزايش يافته ، سرانجام ارگان هاي ديگر بدن را نيز در بر مي گيرد و استفاده بي رويه از داروهاي مسكن اكثرا به تشديد اين روند منجر مي گردد .
مرحله چهار مهم ترين مرحله است و اگر به موقع مورد توجه قرار گيرد ، مي تواند روند رو به سقوط سلامت كلي بدن شما را متوقف نمايد و توانمندي و شادابي شما را بيش از وقوع فاجعه به شما بازگرداند . در مورد مراحل ياد شده سرطان ، شما درست در نيمه راه هفت مرحله آن قرار گرفته ايد . و زمان اقدام قطعي شما است و چنانچه حالت مسموميت پيش آمده را بهبودي نبخشيد مرحله پنجم فرا مي رسد .
#پنجم : زخمي شدن
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 25 دقيقه قبلپس از اينكه مدت ها مقادير قابل توجهي از سلول هاي بدن در اثر هجوم عوام نامساعد از بين رفتند ، سرانجام مرحله پنجم فرا مي رسد. اين وضعيت اكثرا ، به شدت دردناك است ، زيرا اعصاب ناحيه مربوطه مورد هجوم قرار گرفته است . زخم ها مي توانند داخل يا در سطح خروجي بدن باشند . يك مثال زخم داخلي ، زخم معده كلاسيك است ، زخمي كه در مخاط معده ايجاد شده و جدا آن را به درون مخاط معده سوراخ كرده است . كساني كه دچار اين نوع زخم شده اند به خوبي مي دانند كه تا چه حد دردناك است . زخم خارجي ، زخمي است كه در قسمت هاي سطحي بدن يا در مخاط دهان ( مانند آفت ) يا قسمت هاي مختلف پوست بدن يافت مي شوند . چنانچه سطح توكسين هاي موجود در محل ايجاد زخم زياد نشد ، سيستم دفاعي بدن آن را بهبود خواهد بخشيد .
#شش : سفت و سخت شدن ( Induration)
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 25 دقيقه قبليك شكل سفت شدن اسكار مي باشد كه عبارت است از بافت سفت و سختي كه در محل بافت هاي از بين رفته به وسيله زخم به وجود مي آيد . ليكن اين سفتي جهت و منظور معيني را دنبال مي كند . در واقع مواد سمي كه سلامت بدن را مورد تهديد قرار مي دادند ، به وسيله جداري از بافت هاي سفت و سخت به گونه كيسه اي محدود مي شود و اين يك روش ويژه است كه بدن مصونيت خود را در مقابل مواد سمي تضمين مي كند ، به اين ترتيب كه آن را در يك نقطه نگه داشته ، از گسترش آن به ديگر قسمت هاي بدن جلوگيري مي كند . اين كيسه ( ساك ) به شكل يك تومور يا غده است كه در بسياري مواقع به اشتباه كانسر تشخيص داده مي شود .
سفت و سخت شدن آخرين مرحله اي است كه بدن هنوز كنترل سلول هاي خود را در اختيار دارد . و چنانچه عوامل تخريبي كه تا اين مرحله مشغول فعاليت بودند ، همچنان به خرابكاري خود ادامه دهند ، پاره اي از سلول هاي آن قسمت از بدن ‹ دچار جنون › مي شوند . آن ها به صورت انگل هايي آن چه مواد غذايي سازنده را كه به آن قسمت از بدن مي رسد ، مصرف مي كنند ، ليكن در مقابل ، هيچ چيز به بدن باز نمي گردانند . مسموميت مداوم آن ها به واقع سبب شده است كه كد ژنيتيك آن ها به هم خورده ، به سلول هاي وحشي و نظم ناپذير تبديل بشوند و هنگامي كه سلول ها به اين گونه وحشي مي شوند ، حالتي است كه آن را كانسر ( سرطان ) مي ناميم .
#هفتم : سرطان
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 25 دقيقه قبلنقطه نهايي يك روند طولاني بيماري مي باشد و چنانچه علل به وجود آورنده آن همچنان تداوم داشته باشد ، معمولا سرانجام آن مرگ است . در اين مرحله انرژي حياتي بدن در سطح بسيار معيني قرار دارد . ديگر سلول ها ، تحت كنترل مغز نبوده و به گونه اي سازمان نيافته افزايش وحشيانه اي مي يابند . گرچه در بهترين شرايط و با سالم ترين رژيم هاي غذايي روند سرطان را مي توان متوقف كرد و يا حتي بازگرداند ، ليكن اين امر نياز به يك تلاش آگاهانه و متمركز دارد .