من علی ام که خدا قبله نما ساخت مرا / جز خدا و نبی و فاطمه نشناخت مرا من که یک باره در از قلعه خیبر کندم / داغ زهرا به خدا از نفس انداخت مرا یا اول مظلوم عالم یا مرتضی علی گفتمش نقاش را از غربت زهرا بکش / ناله کرد و با قلم یک چادر خاکی کشید گفتمش پس غربت زهرا کجای نقش بود / گریه کرد و زیر چادر غنچه ای پر پر کشید *** کمی از غسل زیر پیرهن ماند / کمی از خون خشک بر بدن ماند کفن را در بغل بگرفت و بو کرد / همان طفلی که آخر بی کفن ماند............... سلام خدا بر شاه بی سر و بی کفن ا..........................لسلام و علیک یا اباعبدالله