دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گاهى كه دلم به اندازه ى تمام غروبها میگیرد،چشمهایم را فراموش میكنم اما دریغ كه گریه ى دستانم نیز مرا به تو نمیرساند من از تراكم سیاه ابرها میترسم و هیچكس مهربانتر از گنجشكهاى كوچك كوچه هاى كودكى ام نیست و كسى دلهره هاى قلب كوچكم را نمیشناسد و یا كابوسهاى شبانه ام را نمیداند با این همه، این تمام واقعه نیست از دل هر كوه كوره راهى میگذرد و هر اقیانوس به ساحلى میرسد و شبى نیست كه طلوع سپیده اى در پایانش نباشد از چهار فصل دست كم یكى كه بهار است...

1391/04/14 - 18:29 در تنهایی من
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)