دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

طعم پاییزی «شازده کوچولو» //دیدگاه//

1391/04/17 - 04:59 در یک فنجان کتاب گرم
1 ديدگاه
andre

نمی‌دانم چقدر درست است ولی گمان می‌کنم همان طور که یک نویسنده برای نوشتن کتابش باید از تجربه‌های پشت سر گذاشته‌اش بنویسد خواننده کتاب هم باید به هر حال تجربه‌هایی پشت سر بگذارد تا بتواند کتاب را درست و حسابی بخواند. یکی از مهم‌ترین تجربه‌هایی که هر آدمی توی زندگی‌اش دارد و یا می‌تواند داشته باشد بدون شک عشق است. گاهی پیش می‌آید یک شعر، یک غزل ناب را به کسی نشان می‌دهم و در نهایت تعجب می‌بینم خیلی بی‌تفاوت می‌خواند. یا در واقع پس از خواندن همچنان است که بود. آن‌قدر که انگار خواندن یا نخواندن شعر تغییر چندانی به وجود نیاورده! و اینجاست که از خودم می‌پرسم اشکال کار کجاست؟ آیا آن شخص تا به حال کسی را دوست نداشته؟ یا جور به خصوصی دوست داشته که این شعرها هم به گردش نمی‌رسد؟
تا سال‌های سال با خیال راحت «شازده کوچولو» را به هر بهانه‌ای که می‌شد، از روزهای تولد تا نوروز، به اطرافیانم هدیه می‌دادم. چون کتابی است پراز جملات ناب و لحظه‌‌های طلایی و تجربه‌هایی ظریف... تماشای چهل و سه باره غروب در یک روز، مراقبت از گلی که در تمام دنیا تک است و خیلی ناشناخته و عجیب و غریب است: جریان هوا او را به وحشت می‌اندازد و می‌ترسد ببرها بخورندش! دروغ‌هایی که آدم میان باور کردن یا نکردنشان می‌ماند و با این همه معمولن حتی اگر ناراحتمان کنند می‌پذیریم. چون که او گفته است.
امسال هم به یکی از دوستانم (کسی که می‌دانم تا امروز کسی را دوست نداشته و ندارد) این کتاب را هدیه دادم و مدتی بعد وقتی مطمئن شدم کتاب را خوانده سراغ «شازده» را ازش گرفتم. و پاسخی که گرفتم؟ «بد نبود.» آن‌قدر خواب و خمیازه در لحنش بود که انگار گفته باشد:«خب که چی؟!» یا «چقدر چرند بود!»
نمی‌دانم علت اتفاق‌های اینچنینی چیست! و دقیقاً کجای کار می‌لنگد! ولی برای من «شازده کوچولو» پیوندی عمیق با غروب و نوجوانی و غصه‌های کشدار دارد. و هنوز هم هر بار خواندنش برایم تازه است و بوی کهنگی نمی‌دهد.
شما را نمی‌دانم ولی من نتوانستم ستاره‌ای را نشان کنم و خیال کنم «شازده کوچولو» آن دورهاست! صدای خنده‌اش از هر طرف به گوشم می‌رسد. از مداد و کاغذ نقاشی گرفته تا یک لیوان آب، از ماری بزرگ در فیلمی مستند تا عکس کهکشان راه شیری در مجلات علمی، و از غرابت کویر خشک تا طراوت و نشاط گل سرخ. همه چیز بوی عشق می‌دهد.
علاوه بر این «شازده کوچولو» یکی از پاییزی‌

14 سال و 2 ماه و 16 روز و 6 ساعت و 8 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)