دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می‌خواهم و می‌خواستمت ، تا نفسم بود ... می‌سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود ... عشق تو بسم بود ، که این شعله بیدار ... روشنگر شب‌ های بلند قفسم بود ... ! (فریدون مشیری)

1391/04/19 - 17:13 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود ، که پیوسته نفس در نفسم بود

دست من و آغوش تو هیهات ، که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود

بالله که جز یاد تو گر هیچ کسم هست
حاشا که به عشق تو ، گر هیچ کسم بود

سیمای مسیحایی اندوه تو ، ای عشق
در غربت این مهلکه فریاد رسم بود

لب بسته و پر سوخته از کوی تو رفتم
رفتم به خدا گر هوسم بود ، بسم بود

14 سال و 2 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 18 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)