دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نیستم زندانی نقش و نگار خویشتن ...چتر زرین دارم اما غرق بارانم چو شمع ... ! (دکتر قدمعلی سرامی)

1391/04/20 - 14:25 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

ایستاده، گل به بر، گوهر به دامانم چو شمع
تا فشانم هر دو را در پای جانانم چو شمع.

گه کشم دامان ساقی، گاه می، گه ناز یار،
تا سحر، یکرنگ، در محفل نمی مانم چو شمع.

می تراود از سرانگشتم، زلال آفتاب،
گرچه با شب، الفتی دارد دل و جانم چو شمع.

شاخه‌ی من گر چه با خورشید بازی می کند،
رو به سوی ریشه‌های خویش رویانم چو شمع.

گوش خاموشی نیوشی ، وام از پروانه گیر،
تا به رقص آرد تو را، دستان پنهانم چو شمع.

نیستم زندانی نقش و نگار خویشتن،
چتر زرین دارم اما غرق بارانم چو شمع.

14 سال و 2 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 1 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)